السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
336
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
فرستاد و از آنان پرسيد . جعفر پاسخ گفت : ما دربارهء او همان را مىگوييم كه پيامبرمان در اين باره آورده است . او بنده خدا ، پيامبر خدا ، روح خدا و كلمه خداست كه آن را به مريم عذراء بتول ( دوشيزهء پاكدامن ) افكنده است . نجاشى پاره چوبى از زمين برداشت و گفت : به خدا قسم ؛ عيسى بن مريم از آنچه گفتى به اندازهء اين پاره چوب هم بالاتر نيست . دربار نجاشى را همهمهاى در برگرفت . وزيران او را شنيدن اين سخن خوش نيامد . نجاشى گفت : هر چند شما را بد آيد . آنگاه به مسلمانان گفت : برويد كه شما در امانيد . بدگويان شما زيانكارند . ( اين جمله را سه بار گفت ) . دوست ندارم كه در برابر آزار يكى از شما ، كوهى از طلا داشته باشم . سپس هداياى قريش را به آنان پس داد . از امام حسين ( ع ) روايت شده كه پسر عاص دوباره براى توطئه بر ضدّ مسلمانان به حبشه رفت ، امّا خداوند كيد وى را به خودش برگرداند و به خشم الهى گرفتار آمد . « 1 » برخى در صحّت اين روايت تشكيك كردهاند ، زيرا در آن از روزه ياد شده است . در حالى كه روزه در مدينه واجب شد . « 2 » اين سخن نادرست است ، زيرا روزه و زكات در مكّه تشريع شد . منشأ اين تحقيقات برجسته احمد امين و همتايان وى ، ايجاد شك و ترديد در موضع قهرمانانه جعفر است كه شايستگى ، جسارت ، حكمت ، خردمندى و درايت او را نمايان ساخت . در جاى ديگرى نيز در حقّ جعفر اجحاف كردهاند . مورّخان مغرض كوشيدهاند ، جعفر را از فرماندهى نخست غزوه موته به دور دارند و اين منصب
--> ( 1 ) . بنگريد : الاحتجاج ، 1 / 411 ؛ سيره ابن كثير ، 2 / 27 ؛ البداية و النهايه ، 3 / 76 . ( 2 ) . فجر الاسلام ، 76 ؛ شايد وى اين مطلب را از حلبى گرفته باشد . بنگريد : سيره حلبى ، 1 / 339 .